no related item

شنونده: 17
دریافت: 189
بازدید: 1069

فروردین|96

15

21:0

در قلمرو تاريخ

پادشاهی تهمورث دیوبند

ایران صدا : در این برنامه به بررسی اسطوره تهمورث و پادشاهی پسر دانا و گرانمایه ی هوشنگ می پردازیم.

کارشناس/مهمان: احسان محمدي, مهدي فکري,  

پس از هوشنگ پسر او، تهمورث، بر گاه مِهی نشست.

پسر بُد مرو را یکی هوشمند
گرانـمـایه طـــمـورث دیــوبنـد

بیـامـد به تخت پدر بر نشســت
کمربرمیان رسم او را ببســت
صفت تهمورث در شاهنامه «دیوبند» است، اما در اوستا (رام یشت و زامیاد یشت) نام وی، به صورت «تَخمَ اوروپَه» و با صفت «زیناوند» (=دارندۀ سلاح) آمده است.
در نوشته‌های تاریخی بعد از اسلام نیز مانند فارس‌نامه ابن‌بلخی، مجمل ‌التواریخ و القصص، تاریخ بلعمی و آثارالباقیه، در کنار صفت «دیوبند»، صفت «زیناوند» هم آمده است به معنی «مردی با سلاح تمام».
هنرهایی که تهمورث به مردمان آموخت عبارت بود از: چیدن پشم میش و بره و رشتن آن و بافتن پارچه و لباس، اهلی کردن ددان و برخی پرندگان وحشی مانند باز و شاهین، آموزش هنر نوشتن.
پس از پشت میش و بره، پشم و موی
به کوشش ازو کرد پوشش به جای
رمنده ددان را همه بنگرید
به چاره بیاوردش از دشت و کوه
زمرغان همان را که بُد نیک ساز
بیـاورد و آموختن‌ شـــان گـرفـت

برید و به رشتن نهادند روی
به گستردنی بُد او رَهنمای
سیه گوش و یوز از میان برگزید
به بند آمدند آنک دور از گروه
چو باز و شاهین گردن‌فراز
جـهانـی بدو مانده اندر شِگِفت

بستن دیوان و آموختن هنر نوشتن از ایشان یکی از مهم‌ترین کارهای تهمورث بود که در شاهنامه به این ترتیب آمده است: تهمورث وزیر خردمند و درستکاری به نام «شهرَسپ» داشت که شاه را یاری کرد تا راستی و داد را در میان مردمان گسترش دهد؛ دیوان که کردار و اندیشه تهمورث را دیدند، سر از فرمانبرداری پیچیدند و برآن شدند تا دیهیم و فرّه شاهی را از او بگیرند. تهمورث هنگامی که از تصمیم دیوان آگاه شد، کمر به نابودی ایشان بست.

چو دیوان بدیدند کردار اوی
شدند انجمن دیو بسیار مر
چو تهمورث آگه شد از کارشان
به فرّ جهاندار بستش میان
یکایک برآراست با دیو جنگ
ازیشان دو بهره به افسون ببست
کشیدندشان خسته و بسته خوار
که ما را مکُـش تا یکی نـو هنـر
کشیدند گردن ز گفتار اوی
که پردخت مانند از او تاج و فرّ
برآشفت و بشکست بازارشان
به گردن برآورد گرز گران
نبُد جنگشان را فراوان درنگ
دگرشان به گرز گران کرد پست
به جان خواستند آن زمان زینهار
بیامـوزَنیـمـت که آیــد به بـر

هنری که دیوان به شاه تهمورث آموختند، هنر نوشتن بود.

نبشتن به خسرو بیاموختند
نبشته یکی نه، چه نزدیک سی
چه سغدی و چینـی و چه پهلـوی

دلش را چو خورشید برافروختند
چه رومی و چه تازی و پارسی
نگــاریـدنِ آن کجــا بشنـوی

سی سال پادشاهی تهمورث نیز بالاخره به سر آمد و فرزند او جمشید بر تخت‌گاه تکیه زد.


گفتنی است این برنامه پیش از شبکه رادیویی فرهنگ پخش شده است.

تهیه کننده اینترنتی: ويدا بابالو

دبیر سرویس: علي جعفري فوتمي

سرویس فرهنگ و هنر

منبع : راديو فرهنگ

تهیه کننده برنامه اصلی : فرامرز عليخاني,

گوینده : مرشد امير صادقي,

کلید واژه : اسطوره, شاهنامه, پادشاهي تهمورث, تهمورث, هوشنگ,

تصویر تکمیلی برنامه

تصویر تکمیلی برنامه

تصویر تکمیلی برنامه

 

 
مدت:

23':35"

 

23':35" | صدای اصلی برنامه

 

ایمیل شما:

email icon